قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
4503
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سنهء اثنى و اربعين و سبعمائه [ هجرى ] [ موافق سال هفتصد و سى و دوم از رحلت خير البشر « 1 » ] در اين سال امير شيخ حسن كوچك ، خواجه غياث الدين محمد على شاهى وزير را به سلطانيه فرستاد كه امير سيورغان را گرفته به تبريز آورد ؛ و ده نفر از نوكران معتبر او را قناره « 2 » زده تيرباران كرد ؛ و او را به قلعهء حصار قراى روم فرستاد [ 428 الف ] و به آلاتاغ رفته در يورت بهانه حاجى طغاى غارت كرد [ ؟ ] و در ميدان كهنه بر سر عمارات عالى از مسجد و مدرسه و خانقاه بنياد نهاد ؛ چنانچه در اندك زمانى تمام كرد . بهترين عمارات تبريز او بود . و امير پير حسين چوپان در شيراز و اصفهان حاكم بالاستقلال شد و از دادن كرمان به امير مبارز الدين محمد پشيمان گرديد ، و هرچند او را نزد خود طلبيد سودى نكرد . و شمس الدين صاين قاضى ، امير محمد مظفر را از ملاقات امير پير حسين بيشتر ترسانيد . امكان ملاقات نماند . و امير پير حسين حكومت اصفهان را به شيخ ابو اسحاق - كه بعد از رفتن برادرش به بغداد نزد او آمده - عنايت كرد . اما ملك اشرف بعد از فتح ، عزيمت اصفهان نمود و در خاطر داشت كه قصد فارس نمايد . امير شيخ ابو اسحاق چون از توجه ملك اشرف خبردار شد ، استقبال نمود و تسخير فارس را در نظر ملك اشرف به غايت آسان فرانمود . و امير پير حسين چون دانست كه ملك اشرف دست از وى بازنخواهد داشت ، جمعيتى عظيم كرده عازم اصفهان شد . ناگاه مولانا شمس الدين صاين قاضى و امير طيب شاه و اميرزاده
--> ( 1 ) . ق : عليه و آله التحية من الملك الأكبر . ( 2 ) . چوبى يا آهنى دراز داراى ميخهاى بلند كه قصابان در ديوار قصابى كار مىگذارند و بدان ميخها گوشت مىآويزند .